اصولا صادرات به دو صورت انجام میشود: محصول نهایی تولید شده و مواد خام و اولیه
اگر بخواهیم یک صادرات با سرمایه کم و سودآوری زیاد داشته باشیم، بر اساس اهداف استراتژی صنعتی سازی به رهبری صادرات، باید صادرات ما به صورت محصول نهایی تولید شده یا فراوری شده باشد. اما این استراتژی، یک ریسک بزرگ است چرا که باید با کالای کشورهای صنعتی که از تکنولوژی برتر، نیروهای کاری آموزش دیده بهتر، سرمایه اولیه بالاتر و نقدینگی بیشتر برخوردار هستند، رقابت کنید. اما با تمام این سختیها، همچنان بر این باور هستیم که صادرات مواد اولیه و خام اثربخشی و سودآوری بسیار پایینی دارد و منطقی نیست.
اینجاست که یک مشاور صادراتی میتواند با تحلیل بازارهای جهانی برای صادرات محصول مورد نظر شما، تاثیر و نقش بسزایی در موفقیت و کاهش ریسک داشته باشد.
مادامی که بحث صادرات با سرمایه کم پیش میآید، انتخاب کالا حساسیت بیشتری پیدا میکند. هر کس بر اساس معیار خاصی محصول یا کالای صادراتی مورد نظرش را انتخاب میکند، اما چیزی که مسلم است میزان سودآوری و توجیه قیمت خرید به فروش، اصلیترین گزینه در انتخاب آن محصول است.
اما برای انتخاب و توجیه سودآوری محصول باید بتوانید به سوالهای زیر پاسخی منطقی بدهید و سپس با توجه به پاسخهایتان، تصمیم نهایی را اتخاذ نمایید:
در مورد کالای انتخاب شده تا چه میزان اطلاعات دارید؟
فسادپذیری آن کالا تا چه میزانی است؟
چه تعداد تامین کننده برای این محصول میشناسید؟
تا چه حد در میان این تامین کنندهها اعتبار دارید؟
کالای انتخاب شده بومی منطقه زندگی شماست؟
فاصله انبار تا کارخانه و محل تولید چقدر است؟
در چند کشور هدف، خریداری برای محصول تان سراغ دارید و کسی را میشناسید؟
قطعا کالایی که برای صادرات انتخاب میکنیم باید بر اساس پتانسیلها و ظرفیتهای موجود در کشور باشد. اما در واقع، معیار اصلی شما برای انتخاب محصول باید توانمندی منطقه یا شهر خود باشد، و اینکه محصول و کالای شما قابلیت صادر شدن به بازار هشت میلیارد نفری را دارد؟ نه اینکه در اتاق بازرگانی چه خبر است و این کالا یا محصول صادر میشود یا خیر.
ممکن است کالای گمنامی وجود داشته باشد که در زمینه صادرات، سودآوری خوبی نیز به همراه داشته باشد اما تا به حال مورد توجه قرار نگرفته باشد، به عبارت دیگر ممکن است محصولی صادراتی با توجیه اقتصادی باشد.




